ریدن. [ دَ ] ( مص ) به قضای حاجت رفتن و تغوط کردن. ( ناظم الاطباء ). غایط کردن ؛ ای ثفل غذا از راه معین بیرون آمدن. ( غیاث اللغات ). برادر شاشیدن. ( آنندراج ). تخلیه شکم کردن. بیرون ریختن فضولات شکم از راه مقعد. تغوط کردن. ( فرهنگ فارسی معین ) : ازین تاختن گوز و ریدن به راه نه دانگ و نه غزو نه نام و نه گاه.طیان.چون حیز طیره شد زمیان ربوخه گفت برریش خربطان ریم ای خواجه عسجدی.عسجدی.برمشته اگر می بری...
فرهنگ عمید
بیرون ریختن مدفوع شکم از راه مقعد، تغوط کردن.
فرهنگ معین
(دَ ) [ په . ] (مص ل . ) ۱ - مدفوع کردن ، تخلیة شکم کردن . ۲ - کنایه از: خرابکاری کردن ، کثافت کاری کردن .
فرهنگ فارسی
۱ - تخلیه شکم کردن بیرون ریختن فضولات شکم از راه مقعد تغوط کردن . ۲ - کثافت کاری کردن . به قضای حاجت رفتن و تغوط کردن
دانشنامه عمومی
ریدن (ابهام زدایی). ریدن دفع مدفوع است، و نیز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:ریدن (فالتس علیا)ریدن (شوابن)ریدن ام فورگنزهریدن (راینلاند-فالتس)ریدن (مورتال کامبت)wiki: شهرستان در هلند است که در خلدرلاند واقع شده است. ریدن ۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.شهر بورگدورف (هانوفر) خواهرخواندهٔ ریدن (هلند) هست.wiki: ریدن (هلند)...
مترادف و متضاد
relieve(فعل)
تخفیف دادن، کمک کردن، داشتن، تسلی دادن، بر کنار کردن، خلاص کردن، تغییر پست دادن، بر جسته ساختن، ریدن
shit(فعل)
ریدن
واژه نامه بختیاریکا
( ریدِن ) دَر ریدِن ( ریدِن ) ریختن ( ریدِن ) عمل دفع فضولات