ریخت و پاش. [ ت ُ ] ( ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) در تداول عامه ، خرج زیاد. برج. ( از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن. اسراف ونفله کاری. گشاده دستی و سخاوت کردن. ( از یادداشت مؤلف ). مصرف کردن. اسراف و نفله کاری. گشاده دستی و سخاوت کردن. افراط کردن در پذیرایی. مهمانی مجلل کردن. ( از فرهنگ لغات عامیانه ). خرجهای متفرقه. ( فرهنگ فارسی معین ). || کارهای درهم و برهم. || اداره امور مختلف خانه. ( فرهنگ فارسی معی...
فرهنگ معین
(تُ )(مص مر. ) ۱ - کارهای در هم و بر هم . ۲ - زیاده روی در خرج .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - کارهای درهم و برهم . ۲ - خرجهای متفرقه . ۳ - اداره امور مختلف خانه . در تداول عامه خرج زیاد . برج . مصرف کردن .