معانی کلمه : ریحانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
در خوشنویسی، از خطوط اسلامی شبیه نسخ، اختراع ابن بواب.
فرهنگ معین
(رَ یا رِ ) [ ع - فا. ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به ریحان . ۲ - شراب صاف شده . ۳ - از خطوط اسلامی .
فرهنگ فارسی
یکی از خطوط اسلامی که ابن بواب آنرا اختراع کرد و ( رک . بخش ۱ : خطوط اسلامی برابر ص ۱۴۲۷ ) .
ازخطوط اسلامی شبیه نسخ که ابن بواب اختراع کرده
( صفت ) ۱ - منسوب به ریحان . ۲ - شراب صاف شده باده مصفی . ۳ - یکی از اقسام خطوط اسلامی .
نوعی رسم الخط . نام خطی از خطوط عربی شبیه به ثلث با اندک اختلافی .
ازخطوط اسلامی شبیه نسخ که ابن بواب اختراع کرده
( صفت ) ۱ - منسوب به ریحان . ۲ - شراب صاف شده باده مصفی . ۳ - یکی از اقسام خطوط اسلامی .
نوعی رسم الخط . نام خطی از خطوط عربی شبیه به ثلث با اندک اختلافی .
دانشنامه عمومی
ریحانی (سرده). ریحانی (نام علمی: Cyclotrichium) نام یک سرده از تیره نعناعیان است.
wiki: ریحانی (سرده)
