Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریبل

تلفظ بین المللی : /rˈibal/ تلفظ :‌ [R'ibal]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • ریبلاس
  • کریستف ریبلون
  • هورتون این ریبلزدیل
  • رابله
  • روبل
  • ریال
  • ریالون
  • ریب
  • ریب الدوله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ریبل. [ رَب َ ] ( ع ص ) زن پرگوشت به ناز و نعمت پرورده. || ماده شتر فربه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زن پر گوشت بناز و نعمت پرورده

دانشنامه عمومی

ریبل (انگلیسی: Rebol) یک زبان تبادل داده های چندسکویی و زبان چند پارادایمی برنامه نویسی پویا برای ارتباط شبکه ای و رایانش توزیع شده است.
زبان مختص به دامنه
PEG
تطبیق الگو
نشانه گذاری لهستانی
wiki: ریبل

کلمات مرتبط

  • ریبلاس
  • کریستف ریبلون
  • هورتون این ریبلزدیل
  • رابله
  • روبل
  • ریال
  • ریالون
  • ریب
  • ریب الدوله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات