معانی کلمه : ریال
لغت نامه دهخدا
ریال . (ع مص ) آب ریختن از دهن کودک . (ناظم الاطباء).
ریال . (ع اِ) آب دهن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به ریل شود.
فرهنگ عمید
واقعی، حقیقی.
۱. واحد پول ایران، برابر با یک دهم تومان.
۲. واحد پول عربستان، عمان، قطر و یمن.
۳. [منسوخ] در دورۀ قاجار، واحد پول معادل یک قِران و پنج شاهی.
۲. واحد پول عربستان، عمان، قطر و یمن.
۳. [منسوخ] در دورۀ قاجار، واحد پول معادل یک قِران و پنج شاهی.
فرهنگ معین
(اِ. ) واحد پول ایران .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
جمع رائ ل ستارگان . کواکب
دانشنامه عمومی
به معنی واقعی یا حقیقی می باشد.
شاهی. «ریال» از زبان های اروپایی به پارسی درآمده است. آن با royal همریشه است که به پارسی می شود «شاهی».
