Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریاد

تلفظ بین المللی : /riˈɑd/ تلفظ :‌ [Ri'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ریاد بودبوز
  • ذب الریاد
  • توماس ریاد
  • ریادر
  • مختار ریادی
  • دیده ور راداری
  • راد
  • راد الروز
  • راد امانت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ریاد. (ع مص ) جستن . (آنندراج ) (منتهی الارب ). مصدر به معنی رود. (ناظم الاطباء). رجوع به رود شود.

ریاد. (ع اِ) ریادالابل ؛ جای آمد و شد کردن شتران پیش و پس در چراگاه . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

ریاد. ( ع مص ) جستن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). مصدر به معنی رود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رود شود.ریاد. ( ع ا...

فرهنگ فارسی

ریاد الابل . جای آمد و شد کردن شتران پیش و پس در چراگاه .

کلمات مرتبط

  • ریاد بودبوز
  • ذب الریاد
  • توماس ریاد
  • ریادر
  • مختار ریادی
  • دیده ور راداری
  • راد
  • راد الروز
  • راد امانت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات