کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رگ-بندی | کلماتور
معانی کلمه : رگ بندی
تلفظ بین المللی :
/rˈaɡ bˈandi/
تلفظ :
[R'ag b'andi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
رهبندی
رهبندی آزاد
رهبندی آند
رهبندی اتصال کوتاه
رهبندی انتقالی
رهبندی بار
رهبندی بسته
رهبندی بهمنی
رهبندی بهنجارشده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
لغت نامه دهخدا
رگ بندی. [ رَ ب َ ] ( حامص مرکب ) بستن رگ نشترخورده به وسیله دستمال و پارچه و امثال آنها.
فرهنگ فارسی
مجموعهای از انشعابهای رگبرگهای یک برگ یا اندامهای همساخت
بستن رگ نشتر خورده بوسیله دستمال و پارچه و امثال آنها
فرهنگستان زبان و ادب
{venation} [زیست شناسی- علوم گیاهی] مجموعه ای از انشعاب های رگبرگ های یک برگ یا اندام های همساخت
کلمات مرتبط
رهبندی
رهبندی آزاد
رهبندی آند
رهبندی اتصال کوتاه
رهبندی انتقالی
رهبندی بار
رهبندی بسته
رهبندی بهمنی
رهبندی بهنجارشده
نظرات