Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رکود

تلفظ بین المللی : /rˈokuːd/ تلفظ :‌ [R'oku:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • رکودـ تورم
  • رکود اقتصادی
  • رکود بازار
  • رکود بزرگ
  • رکود اقتصادی 1873
  • رکود بازار سهام سال 2002
  • رکود بزرگ مالی
  • رکود تورمی
  • فصل رکود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

رکود. [ رَ ] (ع ص ، اِ) شتر ماده که پیوسته شیر دهد و قطع نکند. || کاسه ٔ پر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).

رکود. [ رُ ] (ع مص ) راست ایستادن ترازو. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از دهار) (از اقرب الموارد). ایستادن ترازو. (تاج المصادربیهقی ) (از المصادرزوزنی ). || آرمیدن و برجای بودن .(منتهی الارب ) (آنندراج ). ایستادن . آسودن...

فرهنگ عمید

۱. آرام گرفتن، ساکن شدن، برجای بودن، ایستادن مثل ایستادن آب یا باد.
۲. بازایستادن.

فرهنگ معین

(رُ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) ساکن شدن ، ایستادن . ۲ - برجای بودن . ۳ - کساد.

دانشنامه آزاد فارسی

رکود (recession)روند نزولی چرخۀ فعالیت های اقتصادی در یک کشور یا منطقه به مدت بیش از چند ماه که مشخصۀ آن اُفت تولید و سرمایه گذاری و افزایش بیکاری است. رکود سبب کاهش درآمد و مصرف خانواده می شود و حتی خانواده های ثروتمند را به آینده بیمناک می کند و موجب تأخیر آن ها در خریدهای بزرگ و سرمایه گذاری می گردد. در زمان رکود، اُفت تولید نتیجۀ کاهش خرید کالاهای بادوام توسط مصرف کنندگان و نزول خرید ماشین آلا...

فرهنگ فارسی

حالت سکون یا بی‌حرکتی در اقتصاد یا هر فعالیت اقتصادی

آرام گرفتن، ایستادن مثل ایستادن آب یاباد
۱ - ( مصدر ) ایستادن آسودن . ۲ - آرام شدن آرام گرفتن برجای بودن . ۳ - ( اسم ) کاهلی . ۴ - کسادی : رکود بازار .
شتر ماده که پیوسته شیر دهد و قطع نکند کاسه پر

مترادف و متضاد

ایستایی، بی‌حرکتی، توقف، خمودی، سکون، کسادی، وقفه، ≠ رونق

depression (اسم)تنزل، پریشانی، فرو رفتگی، افسردگی، تو رفتگی، رکود، کسادی، گود شدگیslump (اسم)ریزش، مقدار زیاد، افت، رکود، زمین باتلاقی، کاهش فعالیت، دوره رخوتinactivity (اسم)سستی، سکون، رکود، عدم فعالیتlatency (اسم)پنهانی، رکود، نهفتگی، پوشیدگی، ناپیدایی، دوره کمون، دوره عکس العمل، مرحله پنهانیstagnation (اسم)رکود، کسادی، ایستاییdorma...

فرهنگستان زبان و ادب

{stagnation} [اقتصاد] حالت سکون یا بی حرکتی در اقتصاد یا هر فعالیت اقتصادی

کلمات مرتبط

  • رکودـ تورم
  • رکود اقتصادی
  • رکود بازار
  • رکود بزرگ
  • رکود اقتصادی 1873
  • رکود بازار سهام سال 2002
  • رکود بزرگ مالی
  • رکود تورمی
  • فصل رکود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات