معانی کلمه : رژیم دست نشانده
فرهنگ فارسی
رژیمی که مقامات آن در جهت منافع دولت دیگر عمل میکنند
فرهنگستان زبان و ادب
{puppet regime} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] رژیمی که مقامات آن در جهت منافع دولت دیگر عمل می کنند

رژیمی که مقامات آن در جهت منافع دولت دیگر عمل میکنند