رژه. [ رَ ژَ / ژِ ] ( اِ ) ریسمانی که بنایان براستی آن دیوار سازند. ( ناظم الاطباء ). ریسمانی که بنایان براستی آن دیوار سازند و آنرا رزه پهنا نیز گویند. ( آنندراج ) ( برهان ). امام. ( نصاب الصبیان ). امام. زیج. ریسمان کار. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به رزه شود. || طناب بود. ( لغت فرس اسدی نسخه خطی کتابخانه نخجوانی ) ( فرهنگ اوبهی ) ( از شعوری ج 2 ص 15 ). || شریطه یعنی ریسمانی که دو سر آن رابه جایی ...
فرهنگ عمید
۱. (نظامی ) عبور صف های مرتب سربازان از برابر پادشاه یا یکی از امرا و فرماندهان بزرگ ارتش، دفیله. ۲. [قدیمی] رده، صف.
فرهنگ معین
(رَ یا رِ ژِ ) (اِ. ) ۱ - صف ، رده . ۲ - عبور صف های سربازان از برابر پادشاه یا فرمانده .
فرهنگ فارسی
رجه، رده، صف، عبورمرتب سربازان ازبرابرپاشاه ( اسم ) ۲ - ریسمانی که بنایان براستی آن دیوار سازند رزه پهنا . ۳ - ریسمانی که دو سر آن را بر جایی بندند و بر آن جامه و لنگی و رختهای شسته اندازند تا خشک شود سازو . ۴ - عبور صفهای سربازان از برابر فرمانده دفیله .
دانشنامه عمومی
معمار به دو تراز نیاز دارد: تراز افقی و تراز عمودی. در کلام پارسی قدیم به تراز افقی رژه بنّا میگفتند که البته امروزه به آن ریسمان بنّا میگویند. از طرفی به تراز عمودی، شاقول میگویند.
رژه صفوف منظمی از افراد است که معمولاً در امتداد یک خیابان یا جاده با لباس هایی خاص انجام می گیرد. رژه دلایل زیادی دارد اما اغلب اوقات نوعی جشن است.روز آنزاک - استرالیا و نیوزیلندروز کاناداکارناوالکریسمسعید ...
مترادف و متضاد
سان، مارش، مشق
array (اسم)ارایه، صف، نظم، ارایش، رژهparade (اسم)نمایش، رژه، جلوه، تظاهرات، جولان، خود نمایی، سان، نمایش با شکوه، میدان رژه، عملیات دسته جمعی، اجتماع مردمpageant (اسم)رژه، بالماسکه، مراسم مجلل، نمایش مجلل و تاریخی، صفحه نمایشreview (اسم)خلاصه، رژه، عقیده، مرور، مجله، بازدید، نشریه، تجدید نظر...