کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روی-پوش | کلماتور
معانی کلمه : روی پوش
تلفظ بین المللی :
/rˈuje pˈuːʃ/
تلفظ :
[R'uje p'u:S]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روی پوشیده
پوشش روی کفش
پوشیده روی
بر روی سطح پخش کردن
چرخ روی پاشنه
روی پاشنه چرخیدن
روی پاشنه گشتن
خاک مرده بر یا روی جایی پاشیدن
در همیشه روی یک پاشنه نمی گردد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
روی پوش. ( نف مرکب ، اِ مرکب ) روپوش. آنچه روی را بپوشد. ( یادداشت مؤلف ). روپوش و برقع. رجوع به روپوش شود. || لباس که بر زبر دیگر جامه ها پوشند. || پرده. || ملمع. || مطلا. || کسی که ظاهر و باطن وی یکی نباشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
روپوش . آنچه روی را بپوشد . یا روپوش و برقع .
کلمات مرتبط
روی پوشیده
پوشش روی کفش
پوشیده روی
بر روی سطح پخش کردن
چرخ روی پاشنه
روی پاشنه چرخیدن
روی پاشنه گشتن
خاک مرده بر یا روی جایی پاشیدن
در همیشه روی یک پاشنه نمی گردد
نظرات