کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روی-پایه-قرار-دادن | کلماتور
معنی کلمه : روی پایه قرار دادن
تلفظ بین المللی :
/rˈuje pˈɑje q1arˈɑr dˈɑdan/
تلفظ :
[R'uje p'Aje q1aR'AR d'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بر روی پایه نشاندن
تخته پاره روی اب
پای کسی روی پوست خربزه بودن
پایش روی مار باشد بر نمی دارد
پایش روی پوست خربزه است
دیگ به دیگ می گه روت سیاه سه پایه می گه صل علی
روی پای خود بند نشدن
روش دمای پایۀ بدن
روش پیایه بندی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
pedestal
(فعل)
بلند کردن، ترفیع دادن، روی پایه قرار دادن
کلمات مرتبط
بر روی پایه نشاندن
تخته پاره روی اب
پای کسی روی پوست خربزه بودن
پایش روی مار باشد بر نمی دارد
پایش روی پوست خربزه است
دیگ به دیگ می گه روت سیاه سه پایه می گه صل علی
روی پای خود بند نشدن
روش دمای پایۀ بدن
روش پیایه بندی
نظرات