Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روی بند

تلفظ بین المللی : /rˈuje bˈand/ تلفظ :‌ [R'uje b'and]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رقاص یا بازیگر روی بند
  • روی پای خود بند نشدن
  • سنگ روی سنگ بند شدن
  • چکاوک ها روی بند
  • طبقه بندی گیاهان روی زمین
  • رنگ بندی روشن روی تاریک
  • بادبان نصب شده بر روی دیرک
  • ارامگاه رود بند
  • روز بدون سینه بند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روی بند. [ ب َ ] ( نف مرکب ) که روی خود یا دیگری را بگیرد. که روی ببندد. || ( اِ مرکب ) روبند و نقاب و برقعی که زنان بر روی اندازند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به روبند شود.

فرهنگ فارسی

که روی خود یا دیگری را بگیرد که روی ببندد .

کلمات مرتبط

  • رقاص یا بازیگر روی بند
  • روی پای خود بند نشدن
  • سنگ روی سنگ بند شدن
  • چکاوک ها روی بند
  • طبقه بندی گیاهان روی زمین
  • رنگ بندی روشن روی تاریک
  • بادبان نصب شده بر روی دیرک
  • ارامگاه رود بند
  • روز بدون سینه بند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات