معانی کلمه : روغن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(رُ غَ) [ په . ] (اِ.) 1 - ماده ای چرب که از شیر، دنبه یا پیه گاو و گوسفند یا از گیاهان روغنی می گیرند. 2 - مایع چربی که از سه گروه اساسی تشکیل می شود: روغن چرب ثابت ، روغن کانی و روغن اسانس . ؛ ~ ریخته را نذر امامزاده کردن مال از دست رفته را به کسی بخشیدن .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
مرهم
گویش اصفهانی
تکیه ای: ruqan
طاری: roqan
طامه ای: ruqan
طرقی: rovun
کشه ای: roqan
نطنزی: ruqe(n)
مترادف و متضاد
مرهم
پیه، چربی، دهن، زیت
۱. پیه، چربی، دهن، زیت
۲. مرهم
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
روقه
