Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روشن رویی

تلفظ بین المللی : /rˈoʃan rˈuiː/ تلفظ :‌ [R'oSan R'ui:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روشن رایی
  • روبن روییز دیاز
  • ضربه روحی روان اسیب
  • روشن
  • روشن اباد
  • روشن اصفهانی
  • روشن ایام
  • روشن بصر
  • روشن بیان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روشن رویی. [ رَ / رُو ش َ ] ( حامص مرکب ) صفت روشن روی. ( یادداشت مؤلف ). وضائت. ( زمخشری ). رجوع به روشن روی شود.

فرهنگ فارسی

صفت روشن روی .

کلمات مرتبط

  • روشن رایی
  • روبن روییز دیاز
  • ضربه روحی روان اسیب
  • روشن
  • روشن اباد
  • روشن اصفهانی
  • روشن ایام
  • روشن بصر
  • روشن بیان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات