روشت . [ رَ ش ِ ] (اِخ ) دهی از بخش بناب شهرستان مراغه . آب آن از رودخانه ٔ روشت و چاه و سکنه ٔ آن 1869 تن . محصول آنجا غلات . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
بر وزن گوشت، به معنای بینا، متضاد کور. در گلستان بیتی به زبان شیرازی است که سعدی در آن بیت این واژه را به کار برده است. پرِ هَفتا سله جوني مي کند/ عشغ مقري و خو بني چش روشت