Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روش

تلفظ بین المللی : /rˈaveʃ/ تلفظ :‌ [R'aveS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • رُوُش
  • رؤش
  • روش آب دونشان
  • روش آمیزه ای
  • روش اختلاف منظر نورسنجشی
  • روش ارزش عملکردی
  • روش ارزیابی تغذیه ای
  • روش استنادبنیاد
  • روش الکترومغناطیسی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

روش . [ رَ ] (ع اِ) سبکی عقل . (از معجم متن اللغة).

روش . [ رَ / رُو ] (اِ) در تداول محلی گناباد بر رشته یا نخ طناب مانندی اطلاق کنند که آنرا از پارچه جدا سازند. چنانکه گویند: پارچه یا جامه را روش روش کرد.

روش . [ رَ ] (ع مص ) بسیار خوردن و کم خوردن . از لغات اضداد است . (م...

فرهنگ عمید

رُوشن#NAME?

۱. طرز انجام دادن کاری؛ شیوه.
۲. حرکت کردن؛ رفتن.
۳. (تصوف) سلوک.

۱. طرز انجام دادن کاری، شیوه.
۲. حرکت کردن، رفتن.
۳. (تصوف ) سلوک.
= رُوشن

فرهنگ معین

(رُ) 1 - روشنایی . 2 - (ص .) روشن .

(رَ وِ)1 - (اِمص .) عمل رفتن . 2 - خرامش . 3 - (اِ.) معبر. 4 - طرز، رسم .

(رَ وِ )۱ - (اِمص . ) عمل رفتن . ۲ - خرامش . ۳ - (اِ. ) معبر. ۴ - طرز، رسم .
(رُ ) ۱ - روشنایی . ۲ - (ص . ) روشن .

فرهنگ فارسی

رفتن
۱ - ( اسم ) روشنایی : [[ فرخت بادا روش خنیده گرشاسب هوش ]] ( سرود کرکوری ) . ۲ - ( صفت ) روشن : [[ چشم شما روشن ]] .
از قدیسان دین مسیح بشمار میرود وی در مونتپلیه فرانسه بدنیا آمد .

دانشنامه عمومی

طَریقه.

روش (شهرستان اولشتین). روش (به لهستانی: Ruś) یک روستا در لهستان است که در گمینا ستاویگودا واقع شده است. روش ۷۹۰ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای لهستان
wiki: روش (شهرستان اولشتین)

گویش مازنی

رویش روییدن

کاملا سفید و روشن

۱آب در جریان ۲راه افتادن – حرکت

نوعی آب زی کوچک شبیه میگو که در کنار ساحل دیده شود

۱پسوند فاعلی به معنی فروشنده ۲سپیدرو ۳چوبی که با آن شیر ...

/rosh/ آب در جریان - راه افتادن – حرکت & پسوند فاعلی به معنی فروشنده - سپیدرو ۳چوبی که با آن شیر را هم زنند & نوعی آب زی کوچک شبیه میگو که در کنار ساحل دیده شود & رویش روییدن & کاملا سفید و روش...

مترادف و متضاد

rate (اسم)سرعت، میزان، روش، نرخ، در چندstyle (اسم)میله، سیاق، خامه، سبک، روش، شیوه، عبارت، سلیقه، قلم، استیل، سبک نگارش، سبک متداولway (اسم)راه، عنوان، سیاق، سمت، خط، سبک، جاده، رسم، مسیر، روش، طرز، طریقه، طریق، سان، طور، مسلک، نحوgrowth (اسم)پیشرفت، افزایش، ترقی، اثر، نمود، نتیجه، روش، رشد، حاصل، تومور، گوشت زیادی، چیز زائدmanner (اسم)راه، رفتار، طرز عمل، عنوان، قسم، سیاق، فن، نوع، سبک، چگونگی، ت...

واژه نامه بختیاریکا

روشن؛ صبح زود
روشت؛ ریوِه؛ ریوه رَو؛ رَویل

کلمات مرتبط

  • رُوُش
  • رؤش
  • روش آب دونشان
  • روش آمیزه ای
  • روش اختلاف منظر نورسنجشی
  • روش ارزش عملکردی
  • روش ارزیابی تغذیه ای
  • روش استنادبنیاد
  • روش الکترومغناطیسی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات