معانی کلمه : روسم
لغت نامه دهخدا
روسم . [ ] (اِخ ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا (زرسازی ) بحث کرده و بعمل اکسیر تام دست یافته . (ابن الندیم از یادداشت مؤلف ).
گویش مازنی
رستم – نامی برای مردان
/roossem/ رستم – نامی برای مردان

روسم . [ ] (اِخ ) یکی از حکما که در صنعت کیمیا (زرسازی ) بحث کرده و بعمل اکسیر تام دست یافته . (ابن الندیم از یادداشت مؤلف ).
رستم – نامی برای مردان