کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه روزی-دادن | کلماتور
معانی کلمه : روزی دادن
تلفظ بین المللی :
/rˈuːzi dˈɑdan/
تلفظ :
[R'u:zi d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روی دادن
از روی لئامت دادن
بر روی نقشه نشان دادن
تصادفی روی دادن
توپ را روی گوه قرار دادن
در ضمن روی دادن
روی پایه قرار دادن
قرار دادن روی هم
کسی را روی تخم چشم جا دادن کسی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
روزی دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) رزق. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن ) : آنکه جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کردهم ببخشاید چو مشتی استخوان بیند رمیم.سعدی.جمله را رزاق روزی میدهدقسمت هریک به پیشش می نهد.سعدی. || جیره دادن. وظیفه دادن. مواجب دادن : سپاه را بنگریست [ انوشیروان ] و ایشان را روزی ها داد و صلت بخشید. ( تاریخ بلعمی ).در گنج بگشاد و روزی بدادبزد نای رویین بُنه برنهاد.دقیقی.سر گنجهای...
فرهنگ فارسی
رزق . یا جیره دادن . وظیفه دادن
کلمات مرتبط
روی دادن
از روی لئامت دادن
بر روی نقشه نشان دادن
تصادفی روی دادن
توپ را روی گوه قرار دادن
در ضمن روی دادن
روی پایه قرار دادن
قرار دادن روی هم
کسی را روی تخم چشم جا دادن کسی
نظرات