معانی کلمه : روزه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(زِ ) (اِ. ) یکی از شعائر مذهبی است و آن خودداری از آشامیدن و خوردن سایر مبطلات مربوط به آن است از اذان صبح تا اذان مغرب .
فرهنگ فارسی
وابسته به روز، بر حسب روز
امساک از خوردن و نوشیدن در ماه رمضان
نقل قول
جملات نمونه
ماه روزه
the month of fasting (Ramadan, Ramazan)
مترادف و متضاد
امساک
۱. صوم
۲. امساک
fast (اسم)
روزه، صیام
lent (اسم)
روزه، صیام، ماه روزه
