Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روزه

تلفظ بین المللی : /rˈuːzeː/ تلفظ :‌ [R'u:ze:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسینقل قولجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • روزه باز کردن
  • روزه بودن
  • روزه خوار
  • روزه خواری
  • روزه خور
  • روزه خوردن
  • روزه خوری
  • روزه دار
  • روزه داری
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسینقل قولجملات نمونهمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

روزه. [ زَ / زِ ] ( ص نسبی ، اِ ) ( از: روز +ه نسبت ). منسوب به روز: یکروزه ، دوروزه. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). اغلب بصورت مرکب آید : یک کف پست تو بصحرای عشق برگ چهل روزه تماشای عشق.نظامی.ریزه ریزه صدق هرروزه چراجمع می ناید در این انبار ما.مولوی.یکروز خرج مطبخ تو قوت سال ماست یکسال مردمی کن و یکروزه روزه گیر.؟ || احتراز از خوردن وآشامیدن و مفطرات دیگر از طلوع صبح تا غروب. صوم. کف نفس از اکل و ش...

فرهنگ عمید

۱. مربوط به روز (در ترکیب با عدد): دوروزه، یک‌روزه.۲. (اسم) (فقه) از اعمال مذهبی، به‌صورت خودداری از خوردن، آشامیدن، و سایر اعمالی که برای روزه‌دار منع شده از طلوع صبح تا غروب آفتاب؛ صوم.۳. (صفت) [عامیانه] روزه‌دار: امروز روزه بودم.⟨ روزه گشودن: (مصدر لازم) ‹روزه‌گشادن› [قدیمی، مجاز] باز‌کردن روزه با خوردن غذا؛ افطار کردن.⟨ روزۀ مریم:۱. روزۀ سکوت که حضرت مریم به آن مٲمور شد.۲. خاموشی و سکوت....

فرهنگ معین

(زِ ) (اِ. ) یکی از شعائر مذهبی است و آن خودداری از آشامیدن و خوردن سایر مبطلات مربوط به آن است از اذان صبح تا اذان مغرب .

فرهنگ فارسی

وابسته به روز، بر حسب روز

امساک از خوردن و نوشیدن در ماه رمضان

خودداری ازخوردن و آشامیدن، ازصبح تاغروب۱ - ( صفت ) منسوب به روز مربوط به روز : یک روزه دو روزه . ۲ - ( اسم ) احتراز از خوردن و آشامیدن و مفطرات دیگر از طلوع صبح تا غروب : صوم . یا روزه مریم روزه صمت که حضرت مریم بدان مامور شد . ۲ - خاموشی سکوت . ۳ - مرگ موت . یا روزه مستحب روزهای که در غیر ماه رمضان گیرند . یا روزه واجب روز...

نقل قول

روزه به معنای پرهیز از خوردن و یا آشامیدن از آداب مذهبی است.• «رها شدن از بند خواست های زمین گیر کننده (نه سرکوب آنها) از امن ترین و گشاده ترین راههای رسیدن به آسمان معنویت است؛ جایی که آدمی از آن دیار آمده و به آن رهسپار می شود. روزه هم این راه را می نماید و هم توان آدمی را در پیمودن آن نشان می دهد و آزادی نیز اگر رهایی از قید هوس خویش و هوای قدرتهای جبار بی مهار است، روزه تجلیگاه آن است.»'محمد خ...

جملات نمونه

ماه روزه

the month of fasting (Ramadan, Ramazan)

مترادف و متضاد

امساک

۱. صوم
۲. امساک

fast (اسم)
روزه، صیام

lent (اسم)
روزه، صیام، ماه روزه

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند. عنوان صوم در فقه بابی مستقل است که در آن به تفصیل از احکام روزه سخن رفته است.روزه در لغت به معنای خودداری کردن از چیزی و ترک آن آمده است. برخی لغویان به هر امساک کننده از خوردنی و نوشیدنی یا سخنی یا حرکتی «صائم» اطلاق کرده اند. لسان العرب، ابن منظور، واژه «صوم»، ج۱۲ ص۳۵۰. به روزه دار «صائم» و به آنچه که روزه دار باید آ...

کلمات مرتبط

  • روزه باز کردن
  • روزه بودن
  • روزه خوار
  • روزه خواری
  • روزه خور
  • روزه خوردن
  • روزه خوری
  • روزه دار
  • روزه داری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات