Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رودزن

تلفظ بین المللی : /ruːdˈazan/ تلفظ :‌ [Ru:d'azan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • روازن
  • روبش روزنه ای
  • رودان
  • رودانه
  • رودبندر
  • رودبنه
  • رودن
  • رودنواز
  • رودنگ
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رودزن. [ زَ ] ( نف مرکب ) رودزننده.زننده رود. رودنواز. رودساز. رودسرای. کنایه از مطرب. ( آنندراج ). ضراب. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به رود زدن و رودساز و رودسرای و رود شود : چو شب کرد بر آفتاب انجمن بیاورد می با یکی رودزن.فردوسی.وزآن روی سهراب با انجمن همی می گسارید با رودزن.فردوسی.زین روی باغ صف بتان ملک پرست زآن روی صف رودزنان غزلسرای.فرخی.زخمه رودزن نه پست و نه تیززلف ساقی نه کوته و نه در...

فرهنگ عمید

رودساز، ساززن، نوازندۀ رود.

فرهنگ فارسی

رودساز، ساززن، نوازنده رود

کلمات مرتبط

  • روازن
  • روبش روزنه ای
  • رودان
  • رودانه
  • رودبندر
  • رودبنه
  • رودن
  • رودنواز
  • رودنگ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات