روح توتیا. [ ح ِ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بمعنی جست که بعد از سوختن آن را در چشم کشند. ( غیاث اللغات ). جست که نوعی از فلزات است و بعربی خارصینی گویند، پس از کشتن آن را در چشم کشند، علامی فهامی در آیین اکبری مینویسد: نزد برخی روح توتیا، جست است ، معلوم میشودکه گروهی منکر این معنی اند. ( آنندراج ) : از گرد خطش که خضر عیسی نفس است شد کوره روح توتیا دیده من.تأثیر ( از آنندراج ). || بمعنی شراب نیز...