معانی کلمه : روجا
لغت نامه دهخدا
روجا. ( اِخ )دهی است از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار واقع در 16هزارگزی جنوب غربی شهسوار و 5هزارگزی جنوب راه شوسه شهسوار به رامسر. در دشت واقع است و هوایی معتدل مرطوب دارد. سکنه آن 140 تن است. آب آن از رودخانه چالکرود تأمین می شود، و محصولش برنج و مرکبات ، و شغل مردم زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار
دانشنامه عمومی
(روجا) مازندرانی،ستاره صبحگاهی،
اولین ستاره صبحگاهی در فرهنگ عامه مازندران
گویش مازنی
ستاره ی صبح گاهی که همان سیاره ی زهره،است
/roojaa/ ستاره ی صبح گاهی که همان سیاره ی زهره، است
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rojā) (کردی ـ فارسی) [روج (کردی) = روز ، آفتاب + ا (پسوند نسبت)] ، منسوب به روج ؛ (به مجاز) زیبا روی و آفتاب چهره ؛ روجا نام دهی در تنکابن ، + ن .ک. روزا .
