کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : روبند کردن
تلفظ بین المللی :
/rˈuband kˈardan/
تلفظ :
[R'uband k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
روبند کردن کسی
روبند
روبند شدن
روبند عمرشاه
قنات روبند بیرجند
روبن
روبنده
روبنده باف
روبنده بافی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
روبند کردن. [ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روبند کردن کسی را؛ به رودربایستی به کاری وادار کردن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کسی را به رودربایستی بکاری وادار کردن
کلمات مرتبط
روبند کردن کسی
روبند
روبند شدن
روبند عمرشاه
قنات روبند بیرجند
روبن
روبنده
روبنده باف
روبنده بافی
نظرات