معانی کلمه : رواه
لغت نامه دهخدا
رواه . [ رُ ] (ع اِ) جنبش آب بر روی زمین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
فرهنگ عمید
طعام زندانیان، غذای زندانیان و اسیران.
فرهنگ فارسی
جمع راوی روات

رواه . [ رُ ] (ع اِ) جنبش آب بر روی زمین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).