Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روال

تلفظ بین المللی : /rˈevɑl/ تلفظ :‌ [R'evAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • رؤال
  • روال آزمون پذیرش
  • روال خروج
  • روال های مطلوب
  • روال ورود
  • روال وقفه گردانی
  • روال پذیرش
  • روال ازمون پذیرش
  • سوگیری روال نگر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

روال . [ رَ ] (اِ) در این اواخر بوسیله ٔ نویسندگان و منشیان ساخته شده است و از آن معنی ترتیب و سبک و اسلوب و روش اراده کنند. (یادداشت مؤلف ).

روال . [ رُ ] (ع اِ) آب دهن ستور. (منتهی الارب ). آب دهن ، و ابن سیده گوید آب دهن چهارپایان . (از اقرب الموارد). راؤول . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به راؤول شود.- روال رائل ؛ مبالغه است . (اقرب الموارد)....

فرهنگ عمید

روش، اسلوب.

فرهنگ معین

(رَ) (عا.) (اِ.) قاعده ، روش .

(رُ یا رِ) [ ع . ] (اِ.) آب دهان (ستور و غیره ).

(رَ ) (عا. ) (اِ. ) قاعده ، روش .
(رُ یا رِ ) [ ع . ] (اِ. ) آب دهان (ستور و غیره ).

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:تالین
wikijoo: روال

فرهنگ فارسی

روش، منوال، ترتیب، شیوه

نام آلمانی تالین .
روش، اسلوب، نظم وترتیب
( اسم ) آب دهان ( ستور و غیره )
پسر راسل و او پسر آیند و او پسر قفند از ملوک هندوستان بود که در زمان اسکندر میزیست و از اسکندر صلح خواست

دانشنامه عمومی

روال به زنجیره ای از کنش ها، وظایف، گامها، محاسبات، تصمیم ها و دیگر فرایندها گفته می شود که پس از انجام در ترتیب و چیدمان مشخص، نتیجه، فراورده یا دستاورد مشخصی را فراهم می کند. هر بار که یک روال را دنبال می کنیم، اگر شرایط دروندادی همان باشد بایستی هر بار همان نتیجه بارهای پیش بدست آید. به روال هایی که در جایی نوشته یا ثبت می شوند کاردستور (دستورالعمل) یا راهنمای کار نیز گفته می شود.برای نمونه برا...

جملات نمونه

کم کم به روال کار وارد خواهی شد

you'll gradually get the hang of it

بانک را به روال معمول اداره می‌کند

he runs the bank in the customary way

مترادف و متضاد

راه، روش، روند، سیاق، سیرت، سیره، شیوه، طریقه، طور، گونه، متد، مشی، منوال، نحو، نمط، نهج، هنجار

routine (اسم)روال، جریان عادی، امر عادی، کار عادی، عادت جاریrubric (اسم)خط قرمز، روال، سرفصلzeitgeist (اسم)روال، روحیه یا طرزفکر یک عصر یا دوره...

فرهنگ فارسی ساره

روش


کلمات مرتبط

  • رؤال
  • روال آزمون پذیرش
  • روال خروج
  • روال های مطلوب
  • روال ورود
  • روال وقفه گردانی
  • روال پذیرش
  • روال ازمون پذیرش
  • سوگیری روال نگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات