Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رواح

تلفظ بین المللی : /ravˈɑh/ تلفظ :‌ [Rav'Ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • رواحال
  • رواحل
  • رواحه
  • عبدالله بن رواحه انصاری
  • ابو رواحه
  • عبدالله بن رواحه
  • محمد الرواحی
  • رواحها
  • سریه عبدالله بن رواحه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رواح . [ رَ ] (اِخ ) اسم موضعی است . (معجم البلدان ).

رواح. [ رَ ] ( ع مص ) شبانگاه شدن به جایی یا کاری کردن در آن. ( از منتهی الارب ). آمدن و رفتن در شامگاهان و کار کردن در آن و آن خلاف غُدُوّ است و مطلقاً به معنی آمد و شد نیز بکار رود. ( از اقرب الموارد ). سیر کردن در شبانگاه و این معنی اصل است و توسعاً رفتن و گشتن را گویند در هر زمان که باشد. ( از معجم ...

فرهنگ عمید

شبانگاه، سر شب، اول شب، از وقت زوال تا شب.

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) اول شب . ۲ - (مص ل . ) شبانگاه شدن .

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) از وقت زوال تا شب اول شب . ۲ - شبانگاه . ۳ - ( مصدر ) شبانگاه شدن .
اسم موضعی است

کلمات مرتبط

  • رواحال
  • رواحل
  • رواحه
  • عبدالله بن رواحه انصاری
  • ابو رواحه
  • عبدالله بن رواحه
  • محمد الرواحی
  • رواحها
  • سریه عبدالله بن رواحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات