Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ره زدن

تلفظ بین المللی : /rˈah zˈadan/ تلفظ :‌ [R'ah z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رهزن
  • رهزنی
  • رهیدن
  • الال به تی رهدن
  • او زیر پوست رهدن
  • او زیر پوست کسی رهدن
  • او من دوست و پوست رهدن
  • تفره رهدن
  • اورائی رهدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ره زدن. [ رَه ْ زَ دَ ] ( مص مرکب ) راه زدن. ( یادداشت مؤلف ). دزدی کردن. قطع طریق کردن. سر راه بر کسی گرفتن به قصد دزدی :
بر پله پیرزنان ره مزن
شرم بدار از پله پیرزن.
نظامی.
دل به عیّاری ببردی ناگهان از دست من
دزد در شب ره زند تو روز روشن می بری.
سعدی.
رجوع به راه زدن در همه معانی شود.

فرهنگ فارسی

راه زدن . دزدی کردن . قطع طریق کردن

کلمات مرتبط

  • رهزن
  • رهزنی
  • رهیدن
  • الال به تی رهدن
  • او زیر پوست رهدن
  • او زیر پوست کسی رهدن
  • او من دوست و پوست رهدن
  • تفره رهدن
  • اورائی رهدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات