کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ره-جوی | کلماتور
معانی کلمه : ره جوی
تلفظ بین المللی :
/rˈah dʒˈuːj/
تلفظ :
[R'ah dZ'u:j]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پندهای امام صادق به ره جویان صادق
رهاوی
رهروی
رجوی دیلمقانی کاظم
رجوی مسعود
ریجوی متیو
مسعود رجوی
یعقوب رهاوی
راهجوی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ره جوی. [ رَه ْ ] ( نف مرکب ) ره جو. راه جوی. که راه را بجوید. که در جستجوی راه باشد :
سپه دشمن او را رمه ای دان که در او
نه چراننده شبان است و نه ره جوی نهاز.
فرخی.
از اندیشه دل سبک پوی تر
ز رای خردمند رهجوی تر.
اسدی.
رجوع به راه جو و راه جوی شود.
فرهنگ فارسی
ره جو . راه جوی . که راه را بجوید
کلمات مرتبط
پندهای امام صادق به ره جویان صادق
رهاوی
رهروی
رجوی دیلمقانی کاظم
رجوی مسعود
ریجوی متیو
مسعود رجوی
یعقوب رهاوی
راهجوی
نظرات