معنی کلمه : رهگیری
فرهنگستان زبان و ادب
{guiding} [نجوم رصدی و آشکارسازها] عمل تنظیم دقیق تلسکوپ برای جبران خطاهای ردگیری
{interception} [علوم نظامی] فرایند آشکارسازی نشانک های الکترومغناطیسی هدف مورد نظر برای شناسایی عملکرد و موقعیت و مقاصد آن
{interception} [علوم نظامی] فرایند آشکارسازی نشانک های الکترومغناطیسی هدف مورد نظر برای شناسایی عملکرد و موقعیت و مقاصد آن
