معانی کلمه : رهبر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که دیگری را راهنمایی کند، راهنما، راهبر.
۲. (سیاسی ) بالاترین مقام در جمهوری اسلامی ایران، ولی فقیه.
۲. (سیاسی ) بالاترین مقام در جمهوری اسلامی ایران، ولی فقیه.
فرهنگ معین
(رَ بَ ) (ص فا. ) پیشوا.
فرهنگ فارسی
راهبر، راهنما، راهنمایی، هدایت
( اسم ) آنکه کسی را در راهی هدایت کند هادی دلیل راهنما .
ره برنده . رهزن . راهزن
( اسم ) آنکه کسی را در راهی هدایت کند هادی دلیل راهنما .
ره برنده . رهزن . راهزن
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
امام، پیشوا، راهبر، راهنما، زعیم، سرکرده، سلسلهجنبان، قدوه، قیادت، مراد، مقتدا، هادی
واژه نامه بختیاریکا
( رَه بَر ) ( ● ) ؛ راه بر؛ فهمیده
سَر چوپِه؛ کائد؛ درارا
سَر چوپِه؛ کائد؛ درارا
