رها کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آزاد کردن. خلاص کردن. نجات دادن. واکردن. ( ناظم الاطباء ) : به دو بوسه رها کن این دل از گرم و خباک تا به منت احسان باشد احسن اﷲ جزاک.رودکی.رها کرد از بند کاوس راهمان گیو و گودرز و هم طوس را.فردوسی.چو از دژ رها کرد کاوس راهمان گیو و گودرز و هم طوس را.فردوسی.ز دام بلایم تو کردی رهابجستم ز چنگ و دم اژدها.فردوسی.به امید آن تا کنم خدمت تورها کردم از محنت این جهانی.من...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - نجات دادن خلاص گشتن ( از قید و بند ) . ۲ - ول کردن آزاد گذاشتن .
دانشنامه عمومی
رها کردن (به انگلیسی: Let Go) نام اولین آلبوم استودیویی خواننده و ترانه نویس کانادایی، اوریل لوین می باشد. برای یک سال بعد از امضاء قرارداد همراه با آریستا، لوین به دلیل تعارضات در راستای موسیقی اش در حال کشمکش بود. لوین به لس آنجلس در کالیفرنیا نقل مکان کرد و شروع به ضبط موسیقی و تدارکات برای آن نمود. او برای شناسایی اینکه کدام لیبل باید مورد استفاده قرار بگیرد همراه با تیم ضبط موسیقی ماتریکس پیو...
مترادف و متضاد
ترک کردن، ول کردن
آزاد کردن، خلاص کردن، رهانیدن، نجاتدادن
۱. ترک کردن، ول کردن ۲. آزاد کردن، خلاص کردن، رهانیدن، نجاتدادن
abandon (فعل)رها کردن، تسلیم شدن، ترک گفتن، واگذار کردن، تبعید کردن، دل کندنdrop (فعل)رها کردن، چکیدن، انداختن، سقوط کردن، ژوشیدن، از قلم انداختنunleash (فعل)رها کردن، از بند باز کردنrelease (فعل)رها کردن، ازاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختنliberate (فعل)...