رهایی یافتن. [ رَ ت َ] ( مص مرکب ) خلاص شدن و آزاد شدن و نجات یافتن. ( ناظم الاطباء ). تخلص. ( منتهی الارب ). تملس. جَستَن. خلاص شدن. مستخلص شدن. رستن. ( یادداشت مؤلف ) : بجویید تا قارن رزم زن رهایی نیابد از این انجمن.فردوسی.بدامم نیاید بسان تو گوررهایی نیابی بدینسان مشور.فردوسی.امروز کیا بوسه دهد بر لب دریاکز دست شهنشاه بدو یافت رهایی.منوچهری.رهایی بدو یابد از مرگ خویش مبارز چو عاجز شود از قتال....