رهایی . [ رَ ] (اِ) (اصطلاح موسیقی ) لهجه ای در رهاوی است که نام مقامی از موسیقی است . (از یادداشت مؤلف ). رجوع به رهاوی شود.
رهایی . [ رَ ] (اِخ ) (ملا...) از ماوراءالنهر است . در صورت قلندری به هرات آمد و از آنجا به کعبه رفت . این مطلع از اوست :غنچه را در سخن آورده دهن می گویدمی فشاند گهر از لعل و سخن می گوید. (از مجالس النفائس ص 159).رجوع به روز روشن ص...
فرهنگ عمید
نجات، آزادی.
فرهنگ معین
(رَ ) (حامص . ) خلاص .
دانشنامه آزاد فارسی
رهایی (emancipation)آزادشدن از هر نوع بندگی یا انقیاد. گاه تغییر نقش اجتماعی، اقتصادی، و به ویژه سیاسی زنان، در قرن های ۱۹ و ۲۰ رهایی زنانخوانده می شود. در انگلستان قانون آزادی کاتولیک ها، مصوب ۱۸۲۹، کاتولیک ها را از ناتوانی های مدنی ای که حقوق انگلستان بر آنان تحمیل کرده بود، آزاد کرد. در ۱۸۶۳، آبراهام لینکلنبا صدور فرمانی معروف به اعلامیۀ رهایی، همۀ بردگان را در ایالت های عضو کنفدراسیون آزاد کرد...
فرهنگ فارسی
برطرف شدن یا تسکین نسبی درد یا ناراحتی بیمار
نجات خلاص ( از قید و بند ) . مولانا سعد الدین رهایی از گویندگان قرن دهم هجری ایران بود و بسال ۹۸٠ ق در گذشت .
دانشنامه عمومی
رهایی (انگلیسی: Freedom) یا آزادی، به طور کلی، داشتن توانایی عمل یا تغییر بدون قید و شرط است. کسی «آزاد و رها» است اگر بتواند وضعیت خود را به راحتی تغییر دهد و در وضعیت فعلی آن محدود نباشد. در فلسفه و مذهب با داشتن اراده آزاد و بدون قید و شرط یا بردگی همراه است و یک ایده بسیار مرتبط با مفهوم آزادی است. فرد آزادی انجام کارهایی را دارد که در تئوری یا در عمل توسط نیروهای دیگر قابل پیش گیری باشد. خارج...