معانی کلمه : رهاورد
فرهنگ عمید
چیزی که کسی از سفر برای کسی میآورد؛ سوغات؛ ارمغان: ◻︎ کار روزی چو روز دان بهدرست / که رهآورد روز روزی توست (سنائی۱: ۱۰۶).
مترادف و متضاد
ارمغان، تحفه، رهآورد، سوغات، هدیه

چیزی که کسی از سفر برای کسی میآورد؛ سوغات؛ ارمغان: ◻︎ کار روزی چو روز دان بهدرست / که رهآورد روز روزی توست (سنائی۱: ۱۰۶).
ارمغان، تحفه، رهآورد، سوغات، هدیه