Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رنود

تلفظ بین المللی : /rˈonuːd/ تلفظ :‌ [R'onu:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • جایزه رنودو
  • رام رود
  • الب رود
  • راود
  • الیه رود
  • ان رود
  • ربود
  • ربودن
  • ربودنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رنود. [ رَن ْ وَ ] (اِ) غیبت است که درمقابل حضور باشد. (برهان قاطع) (از ناظم الاطباء).

رنود. [ رُ ] (اِ) صاحب غیاث اللغات آرد: جمع رِنْد است بتصرف فارسیان عربی دان ، چه این مردم الفاظ فارسی را هم گاهی بطور عربی جمع آرند - انتهی . ج ِ برساخته ٔ رند. ج ِ رِنْد است بر خلاف قیاس و مطابق جمعهای مکسر عربی . رجوع به رِنْد شود : به خراسان فتنه ها بسیار برخاست و رن...

فرهنگ عمید

رِند#NAME?

= رِند

فرهنگ فارسی

رند، رندان بسیاق عربی( صفت ) ۱ - زیرک حیله گر محیل . ۲ - لاقید لاابالی آنکه پای بند به آداب و رسوم اجتماعی نباشد . ۳ - ( تصوف ) الف - آنکه ظاهر خود را در ملامت دارد و باطنش سالم باشد . ب - ( تصوف ) آنکه شراب نیستی دهد و نقد هستی سالک را ستاند . ج - ( تصوف ) آنکهاز اوصاف و نعوت و احکام و کثرات و تعینات مبرا گشته همه برنده محو و فنا را از خود دور ساخته و تقید به هیچ قید ندارد به جز الله . یا رندان خ...

کلمات مرتبط

  • جایزه رنودو
  • رام رود
  • الب رود
  • راود
  • الیه رود
  • ان رود
  • ربود
  • ربودن
  • ربودنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات