Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رندش

تلفظ بین المللی : /rˈendaʃ/ تلفظ :‌ [R'endaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی
  • رنجش
  • رنجش امیز
  • رند
  • رند افریس
  • رند دهل دریده
  • رندان خاک بیز
  • رنداندن
  • رندانه
  • رندانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

رندش. [ رَ دِ ] ( اِ ) ریزه هایی که از تراشیدن چوب و مس و برنج و امثال آن بریزد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تراشه. براده. خراشه. ( ناظم الاطباء ). آنچه رندیده باشند از چیزی. || فضول معده و امعا: خیم ؛ رندش شکنبه و رودگان بود. ( از لغت فرس اسدی ).

فرهنگ عمید

ریزه و تراشۀ چیزی، ریزه و تراشه که هنگام تراشیدن چوب یا چیز دیگر فرومی ریزد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( اسم ) عمل رندیدن . ۲ - ( اسم ) ریزه هایی که از تراشیدن چوب مس برنج و مانند اینها بریزد .
ریزه هایی که از تراشیدن چوب و مس و برنج و امثال آن بریزد

گویش مازنی

خراشیدگی

/randesh/ خراشیدگی

کلمات مرتبط

  • رنجش
  • رنجش امیز
  • رند
  • رند افریس
  • رند دهل دریده
  • رندان خاک بیز
  • رنداندن
  • رندانه
  • رندانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات