رمون . [ رُ ] (اِ) شعوری صاحب فرهنگ لسان العجم آرد: بمعنی ربون است یعنی سفته ٔ ارباب حرف . و گویا همان رَمون ضبط برهان قاطع است .
رمون . [ ؟م ْ م َ ] (اِخ ) (انار) مرد بن یامینی ، و او پدر کسانی بود که هم قسم شده ایشبوشت را به قتل رسانیدند. (از قاموس کتاب مقدس ).