کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : رمداء
تلفظ بین المللی :
/ramdˈɑ/
تلفظ :
[Ramd'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
رمدان
رمدان خیل
رداء یا عبای کوتاه
رداء
رداء افشاندن
رمضاء
رمدان خل
ربداء
رداءه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
رمداء. [ رَ ] ( ع ص ) چشم آشفته از درد یا آسیب. رَمِدة.( از اقرب الموارد ). رجوع به رَمِدة شود. || ( اِ ) شترمرغ. ( منتهی الارب ). نعامة. ( اقرب الموارد ). شترمرغ بدان جهت که خاکستری رنگ است. ( آنندراج ).
کلمات مرتبط
رمدان
رمدان خیل
رداء یا عبای کوتاه
رداء
رداء افشاندن
رمضاء
رمدان خل
ربداء
رداءه
نظرات