Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رمداء

تلفظ بین المللی : /ramdˈɑ/ تلفظ :‌ [Ramd'A]
لغت نامه دهخدا
  • رمدان
  • رمدان خیل
  • رداء یا عبای کوتاه
  • رداء
  • رداء افشاندن
  • رمضاء
  • رمدان خل
  • ربداء
  • رداءه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رمداء. [ رَ ] ( ع ص ) چشم آشفته از درد یا آسیب. رَمِدة.( از اقرب الموارد ). رجوع به رَمِدة شود. || ( اِ ) شترمرغ. ( منتهی الارب ). نعامة. ( اقرب الموارد ). شترمرغ بدان جهت که خاکستری رنگ است. ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

  • رمدان
  • رمدان خیل
  • رداء یا عبای کوتاه
  • رداء
  • رداء افشاندن
  • رمضاء
  • رمدان خل
  • ربداء
  • رداءه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات