رمال . [ رُ ] (ع اِ) حصیر. (منتهی الارب ). حصیر تنگ بافته شده . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). بوریا. || برگهای خرما در رسن و مانند آن بافته و آن بمنزله ٔ رشته و پود است . (منتهی الارب ).
رَمْل#NAME?
۱. رملفروش؛ ریگفروش.
۲. کسی که رمل میاندازد و فال میبیند؛ فالبین؛ فالگیر.
(رَ مّ) [ ع . ] (ص .) فالگیر.
(رِ) [ ع . ] (اِ.) جِ رمل . 1 - ریگ ها. 2 - ریگستان ها.
دعانویس، ساحر، طالعبین، عراف، فالگیر، کاهن، کفبین