Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رفیق بازی

تلفظ بین المللی : /rˈafiq1 bˈɑzi/ تلفظ :‌ [R'afiq1 b'Azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رفیق
  • رفیق باز
  • رفیق بودن
  • رفیق درستکار
  • رفیق شدن
  • رفیق شفیق
  • رفیق موافق
  • رفیق اصفهانی محمدحسین
  • رفیق دوست محسن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رفیق بازی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل رفیق باز. محبت بسیار به دوستان و رفقا. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

عمل رفیق باز محبت بسیار به دوستان و رفقا .

کلمات مرتبط

  • رفیق
  • رفیق باز
  • رفیق بودن
  • رفیق درستکار
  • رفیق شدن
  • رفیق شفیق
  • رفیق موافق
  • رفیق اصفهانی محمدحسین
  • رفیق دوست محسن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات