Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رفیع

تلفظ بین المللی : /rˈafiʔ/ تلفظ :‌ [R'afi?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • رفیع الدرجات
  • رفیع الدین
  • رفیع الشان
  • رفیع کردن
  • رفیع افندی
  • رفیع فر جلال الدین
  • رفیع لنبانی عبدالعزیز بن مسعود
  • رفیع مروزی
  • رفیع پور فرامرز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

رفیع. [ رُ ف َ ] (اِخ ) ابوالعالیه ٔ ریاحی تابعی است . (منتهی الارب ). رجوع به ابوالعالیه ٔ الریاحی شود.

رفیع. [ رَ ] (اِخ ) یا رفیع گنجوی .از شعرای قرن سیزدهم هجری قمری آذربایجان است . (دانشمندان آذربایجان ص 160 به نقل از حدیقة الشعراء).

رفیع. [ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهست...

فرهنگ عمید

۱. بلند، مرتفع.
۲. [مجاز] بلندپایه، بلندمرتبه، باارزش.

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - بلند، مرتفع . ۲ - بلند - قدر.

فرهنگ فارسی

(حاج آقا ) رضا ملقب به قائم مقام (الملک )بن ملا مهدی شریعتمدار بن (حاج ملا ) رفیع شریعتدار گیلانی از رجال دوره رضا شاه پهلوی و محمد رضا شاه پهلوی ( ف.۱۳۴۲ ه.ش./ ۱۳۸۳ ه.ق./ ۱۹۶۳ م. )وی در سال ۱۳۳۴ ه.ق.از رشت بتهران آمد .در دوران سلطنت رضا شاه پهلوی مدتی ریاست ادراه سیاسی وزارت جنگ را بر عهده داشت و دوازده دوره از بندر پهلوی رشت و طالش بوکالت مجلس انتخاب گردید و چند دوره نیز سناتور انتصابی بود .بلند...

دانشنامه عمومی

رفیع می تواند به موارد زیر اشاره کند:رضا رفیع (رضا شریعت زاده گیلانی) ملقب به «قائم مقام الملک» یکی از رجال سیاسی ایران در دوره قاجار و پهلویمیرزا خلیل رفیع کوچک ترین فرزند حاج ملا رفیع شریعتمدار گیلانی (از مجتهدین طراز اول ایران در عصر ناصری) و از مشروطه طلبان گیلانجلال رفیع نویسنده، طنزپرداز و روزنامه نگار ایرانیفرامرز رفیع پور نویسنده و جامعه شناس ایرانیمحمد رفیع روزه دار، یکی از شاعران بخش کوخ...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: rafie) (عربی) افراشته ، مرتفع ، بلند ؛ (به مجاز) با اهمیت ، ارزشمند ، عالی .

اسم: رفیع (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: rafie) (فارسی: رفيع) (انگلیسی: rafie)
معنی: افراشته، مرتفع، بلند، ( به مجاز ) با اهمیت، ارزشمند، عالی، از نام های پروردگار، ( اَعلام ) نام شهری در شهرستان دشت آزادگان، در استان خوزستان

مترادف و متضاد

بلند، مرتفع

بلندپایه، بلندقدر، جلیل، شامخ، منیع، والا

۱. بلند، مرتفع
۲. بلندپایه، بلندقدر، جلیل، شامخ، منیع، والا

high (صفت)رشید، علیه، با صدای بلند، بلند، خوشحال، علوی، خشن، عالی، گزاف، مرتفع، زیاد، عالی مقام، عالیجناب، علی، متعال، بو گرفته، بلند پایه، رفیع، وافرگران، تند زیاد، با صدای زیر، اندکی فاسدlofty (صفت)بزرگ، بلند، عالی، مرتفع، علی، ارجمند، بلند پایه، رفیعsublime (...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی رَفِیعُ: بلندمعنی مُبِین: ظاهر و آشکار - روشن (کلمه مبین اسم فاعل از باب إفعال است که ماضی آن ابان - به معنی ظاهر و جلوهگر شد - میباشد . و معنای"تِلْکَ ءَایَاتُ ﭐلْکِتَابِ ﭐلْمُبِینِ " این است که : این آیات بلند مرتبه و رفیع القدر آیات کتابی است که از ناحیه خدای سبحان بودنش ظ...ریشه کلمه: رفع (۲۹ بار)wikialkb: رَفِیع...

فرهنگ فارسی ساره

افراشته، برجسته، بلند، والا


کلمات مرتبط

  • رفیع الدرجات
  • رفیع الدین
  • رفیع الشان
  • رفیع کردن
  • رفیع افندی
  • رفیع فر جلال الدین
  • رفیع لنبانی عبدالعزیز بن مسعود
  • رفیع مروزی
  • رفیع پور فرامرز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات