Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رفو کردن

تلفظ بین المللی : /rˈofu kˈardan/ تلفظ :‌ [R'ofu k'aRdan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • رفع کردن
  • رو باز کردن
  • رو ترش کردن
  • رو سخت کردن
  • رو پنهان کردن
  • رو کردن
  • سر و رو کردن
  • کش رو کردن
  • کش و رو کردن
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

رفو کردن. [ رَ / رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لقط. ( منتهی الارب ). رفاء. ( مهذب الاسماء ). اصلاح کردن و درست کردن جای رفته و سوده یا پاره جامه. پینه. ( یادداشت مؤلف ) : دگر ره شاه رامین را عفو کرددریده بخت رامین را رفو کرد.( ویس و رامین ).جامه دین مرا تارنماندی و نه پودگر نکردی به زمین دست الهی رفوم.ناصرخسرو.خوش باش که این جامه مستوری مابدریده چنان شد که رفو نتوان کرد.( منسوب به خیام ).جامه هر کس که ...

مترادف و متضاد

darn (فعل)رفو کردنfettle (فعل)درست کردن، اراستن، رفو کردنmend (فعل)درست کردن، بهبودی یافتن، شفاء دادن، رفو کردن، مرمت کردن، تعمیر کردن...

کلمات مرتبط

  • رفع کردن
  • رو باز کردن
  • رو ترش کردن
  • رو سخت کردن
  • رو پنهان کردن
  • رو کردن
  • سر و رو کردن
  • کش رو کردن
  • کش و رو کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات