Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رفت و روب

تلفظ بین المللی : /rˈaft vˈa rˈuːb/ تلفظ :‌ [R'aft v'a R'u:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • رفت وروب
  • روفت وروب
  • رفت و امد
  • رفت و روی
  • رفت و برگشت
  • رفت و رش
  • رفت و رش کاردن
  • رفت و امد زیاد
  • رفت و ریز
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

رفت و روب. [ رُ ت ُ ] ( مص مرخم ، اِ مرکب )روفتن. روبیدن. جاروب کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رفت و رو. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ) : اهل بینش ز صفا ساختگی نشناسدخانه چشم چه محتاج به رفت و روب است.خان آرزو ( از آنندراج ).رجوع به رفت و رو و رفت و روی شود.- دایره رفت و روب ؛ دایره تنظیف و تسطیح. ( لغات فرهنگستان ). در سازمان شهرداری نام دایره ای که به کار روفتن و صاف کردن کوچه ها و خیابانها پرد...

فرهنگ معین

(رُ تُ ) (مص مر. ) روبیدن ، جارو کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روفتن روبیدن جارو کردن . یا اداره ( دایره ) رفت و روب شعبهای از اداره شهرداری که بامر نظافت خیابانها و کوچه ها رسیدگی کند .

واژه نامه بختیاریکا

جِک و جارو

کلمات مرتبط

  • رفت وروب
  • روفت وروب
  • رفت و امد
  • رفت و روی
  • رفت و برگشت
  • رفت و رش
  • رفت و رش کاردن
  • رفت و امد زیاد
  • رفت و ریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات