۱. جاروب کردن و پاک کردن جایی از گردوخاک.
۲. [قدیمی] پاک کردن.
(رُ تَ) (مص م .) نک روبیدن .
(رَ تَ) [ په . ] (مص ل .) 1 - روان شدن ، حرک ت کردن . 2 - کوچ کردن ، رحلت کردن . 3 - گذش تن ، سپری شدن . 4 - مردن . 5 - تأثیر کردن . 6 - شدن ، گذشتن . 7 - صورت پذیرفتن ، انجام گرفتن . 9 - (عا.) شبیه بودن . 10 - بی حال شدن . 11 - انجام دادن . 12 - قطع شدن ، بریده یا کنده شدن .
تکیه ای: beruvi
طاری: rot(mun)
طامه ای: rotan
طرقی: rotmun
کشه ای: rotmun
نطنزی: rotan
تکیه ای: beši / šoy / bešdan
طاری: šoy(mun)
طامه ای: šoɂan
طرقی: šoymun
کشه ای: šoymun
نطنزی: šoɂan
سپریشدن، گذشتن
شباهتداشتن، شبیهبودن
جارو کردن، روبیدن، روفتن
حرکت کردن، ذهاب، عازمشدن، کوچ کردن، نقلمکان کردن ≠ آمدن، ایاب
۱. حرکت کردن، ذهاب، عازمشدن، کوچ کردن، نقلمکان کردن
۲. سپریشدن، گذشتن
۳. شباهتداشتن، شبیهبودن ≠ آمدن، ایاب