Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رعبل

تلفظ بین المللی : /rˈaʔbal/ تلفظ :‌ [R'a?bal]
لغت نامه دهخدا
  • رعبله
  • رعبلیب
  • رعبلیل
  • رابله
  • رعب
  • رعب آور
  • رعب انگیز
  • روبل
  • ریبل
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رعبل . [ رَ ب َ ] (اِخ ) رعبل بن عصام و عمربن رعبل ، یا آن به «زاء» است هر دو شاعرند. (منتهی الارب ) (از آنندراج ).

رعبل . [ رَ ب َ ] (ع ص ، اِ) زن گول . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ): امراءة رعبل ؛ زن گول و احمق و نادان . (از اقرب الموارد). || زن کهنه لباس . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). زن که در جامه ٔ کهنه باشد. (از اقرب الموارد). || ثکلته الرعبل ؛ گم ...

کلمات مرتبط

  • رعبله
  • رعبلیب
  • رعبلیل
  • رابله
  • رعب
  • رعب آور
  • رعب انگیز
  • روبل
  • ریبل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات