رعایا. [ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَعیَة. ( منتهی الارب ) ( دهار ). ج ِ رعیة به معنی محکومان و نگهداشته شدگان. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). در تداول رُعایاتلفظ شود. ( فرهنگ فارسی معین ). ج ِ رعیة به معنی قوم و عامه مردم که آنان را راعی باشد. ( از اقرب الموارد ) : اگر زیادتر از این خواسته آید رعایا را رنج بسیار رسد. ( تاریخ بیهقی ص 469 چ ادیب ). و رعایا را به عدل و تخفیف مخصوص دادم. ( فارسنامه ابن بلخی ص ...
فرهنگ عمید
رعیت#NAME?
= رعیت
فرهنگ معین
(رَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ رعیت .
فرهنگ فارسی
جمع رعیت ( اسم ) ۱ - عامه مردم گروهی که دارای سرپرست و راعی باشند . ۲ - کشاورزانی که برای مالک زراعت کنند . ۳ - اتباع پادشاه تبعه یک کشور .