معانی کلمه : رعاف
لغت نامه دهخدا
رعاف . [ رَع ْ عا ] (ع ص ، اِ) آنکه بسیار از بینی او خون برآید. (از اقرب الموارد). || باران بسیار. (از المنجد).
فرهنگ عمید
۱. (پزشکی ) خون آمدن از بینی.
۲. (اسم ) خونی که از بینی بیرون می آید.
۲. (اسم ) خونی که از بینی بیرون می آید.
فرهنگ معین
(رُ ) [ ع . ] (مص ل . ) خون دماغ شدن .
فرهنگ فارسی
خون آمدن ازبینی، خونی که ازبینی بیرون بیاید
۱ - ( مصدر ) جاری شدن خون از بینی . ۲ - ( اسم ) خونی که از بینی خارج گردد خون دماغ .
۱ - ( مصدر ) جاری شدن خون از بینی . ۲ - ( اسم ) خونی که از بینی خارج گردد خون دماغ .
مترادف و متضاد
nosebleed (اسم)
خون دماغ، رعاف
