معانی کلمه : رضایت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
خشنودی.
فرهنگ معین
(رِ یَ ) [ ع . ] (اِمص . )۱ - قبول ، رضامندی . ۲ - خوشحالی ، خشنودی . ۳ - رخصت ، اجازه .
فرهنگ فارسی
موافقت بیمار، یا در شرایط خاص بستگان او، با تصمیمات و مداخلات پزشکی پیشنهادی، با آگاه شدن از میزان اثربخشی و عوارض احتمالی این مداخلات پس از آگاهی از وضعیت سلامت بیمار
رضا
( اسم ) ۱ - قبول رضامندی . ۲ - خوشحالی خشنودی . ۳ - اجازت رخصت. توضیح : [[ رضایت ]] در عربی نیامده و مجعول است از [[ رضا ]] و [[ رضوان ]] .
( اسم ) ۱ - قبول رضامندی . ۲ - خوشحالی خشنودی . ۳ - اجازت رخصت. توضیح : [[ رضایت ]] در عربی نیامده و مجعول است از [[ رضا ]] و [[ رضوان ]] .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تراضی، خشنودی، رضا، رضامندی، قبول
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] رضایت به معنای خشنودی و خرسندی است که در باب بیع ، نکاح و ... به آن پرداخته شده است.
...
...
wikifeqh: رضایت
فرهنگ فارسی ساره
خوشنود
فرهنگستان زبان و ادب
{consent} [مدیریت سلامت] موافقت بیمار، یا در شرایط خاص بستگان او، با تصمیمات و مداخلات پزشکی پیشنهادی، با آگاه شدن از میزان اثربخشی و عوارض احتمالی این مداخلات پس از آگاهی از وضعیت سلامت بیمار
