Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رصدگه

تلفظ بین المللی : /rasˈadɡah/ تلفظ :‌ [Ras'adgah]
لغت نامه دهخدا
  • زانو رصدگاه (رصدگه ) کردن
  • رصد گه
  • رصدگاه
  • رصدگر
  • رصدگر مهمان
  • رصدیه
  • رصدهای مامونی
  • رصدگر مریخ
  • رودگه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رصدگه . [ رَ ص َ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) رصدگاه . (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف ) : زانو کنم رصدگه و در بیعجان جان صد کاروان درد معین درآورم . خاقانی .- رصدگه خاکی ؛ کنایه از دنیا. (یادداشت مؤلف )(آنندراج ) (برهان ) : درین رصدگه خاکی چه خاک می بیزی نه کودکی نه مقامر ز خاک چیست ترا. خاقانی .- || قالب و جسدآدمی را نیز گویند. (آنندراج ) (برهان ). و رجوع به رصدگاه شود....

کلمات مرتبط

  • زانو رصدگاه (رصدگه ) کردن
  • رصد گه
  • رصدگاه
  • رصدگر
  • رصدگر مهمان
  • رصدیه
  • رصدهای مامونی
  • رصدگر مریخ
  • رودگه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات